خوشبخت ترین
انسان کسی است که با آگاهی کامل به سمت قله ی کوه می دود تا از آن ورشبا کله پایین بیفتد.
پ.ن. : هر جور خودتون دوس دارین، می تونید تیترش رو اول جمله بذارید و بخونید، می تونید همین جوری بخونید.
انسان کسی است که با آگاهی کامل به سمت قله ی کوه می دود تا از آن ورشبا کله پایین بیفتد.
پ.ن. : هر جور خودتون دوس دارین، می تونید تیترش رو اول جمله بذارید و بخونید، می تونید همین جوری بخونید.
احمقانه ترین لحظات عمر وقتی است که از خودت می پرسی : "چرا این کار را کردم؟"
احمقانه ترین لحظات عمر وقتی است که از خودت می پرسی : "آیا این من بودم که این کار را کردم؟"
هیچکدام به درخواست من وقعی ننهادند، زیرا کم می خواستم.
سن : ۶۴ سال
پ.ن. : یکی از دوستان : چه خبره؟ ۶۴ سال کمه؟
من : آری بابا پس کم نیست؟ من به زیره ۳ رقمی راضی نمی شم
علت : نقل از یک منبع موثق : نارسایی قلبی
نقل از یک منبع خیلی موثق تر : سرطان کبد
نقل از یک منبع با منطق : زیادی شیره کشید آوردوز کرد
پ.ن. : نقل از من : کلا سرطان کبدم اگه بوده زیادی زده عود کرده!
پ.ن.۱ : اگه فیلم پرده ی آخر رو ندیدید برید گیر بیارید، حیفه!!
پ.ن.۲ : فیلم رو که دیدم داشتم امیدوار می شدم، بعد به خودم گفتم مگه می شه به گذشته امیدوار بشی؟
پ.ن.۲.۱ : فیلم مال دهه ی ۶۰ بود
پ.ن.۳ : به علت بی جنبگی خوانندگان عزیز در خوانش صحیح شعر پست قبلی رو قلم گرفتم.
نغمه
به ياد ياران هميشه زنده
فرياد ِ عشقي تلخ
در هياهوي سكوت
شبنهادان
ملتمس ِ نجوايي كوچك كه از گلوي پرفرياد ِ تو خارج شود
*
در فاصلهي دو تيغهي شلاق و شمشير
شيرينيي ِ فرياد كردن ِ عشقي تلخ
در هياهوي سكوت
شادترين آغاز براي تلخترين پايان
۱۷/۴/۱۳۸۷